مقالات آموزشی

 

 

 

 

مشاورین حاضر در کلینیک
اعظم معتمدی نسب
عاطفه حسینی
سعیده صدیقی
فاطمه امیری
سمانه خمسه ای
اعظم محبوبی
شیوا کریمی
مسعود مقدس زاده بزاز
طیبه صابر
افسانه روبراهان
جواد یوسفیان
مهدی خوریانیان
حسین چم حیدری
دکتر نسرین رفائی
محسن سعیدیان اصل
حسین باشی
مجتبی پورمحقق
مجتبی آل سیدان
شادی شایان
دکتر شاهد مسعودی
دکتر فاطمه امیر
رویا سعیدی حیدری
دکتر زهره عدالتی
مهدی رحمانی
دکتر فاطمه شهامت
محمدرضا صنم یار
دکتر روح الله شمسا
سیما سیفی
متخصصان آموزش کلینیک

حسین چم حیدری

مجتبی پورمحقق


همکاران حاضر کلینیک

خانم شعبان زاده (پذیرش)

******************

خانم بخشی (پذیرش)

 

 

هفته سلامت روان مبارک
جهت ایجاد مطالب مدیریت سایت ـ امیر علیزاده رهور مطالب مرتبط با صفحه اول سایت ـ مدیریتهفته سلامت روان مبارک
ارسال شده در تاریخ: 23 مهر 1398



ممکن است فکر کنید برای داشتن روانی سالم، نباید غم بخورید، نباید عصبانی شوید و یا نباید حسادت بورزید. اگر چنین باشد باید بدانیم تا وقتی که از گونه‌ی بشر هستیم هرگز نخواهیم توانست به سمت سلامت روان حرکت کنیم.

بارها و بارها به طور آشکار یا پنهان به ما گفته‌اند هیجانات منفی بی‌فایده و دردسر سازند، آنها را به کناری بگذارید و هرطور شده شاد باشید.
آیا ممکن است احساسات منفی را دور بریزیم؟ آیا ارزشش را دارد که به قیمت خاموش شدن بخش خلاق و شورآفرین‌مان، از گیر احساسات منفی رها شویم؟ اصلا رها می‌شویم؟ یا اینکه آنها در شمایلی جدید به شکل دردهای جسمانی باز می‌گردند؟ و یا فردی منجمد و مکانیکی می‌شویم و زندگی‌مان از تب و تاب می‌افتد؟

 اگر از فردی ناراحت باشید و تصمیم بگیرید که ارتباطتان را با او قطع کنید، اگر عصبانی باشید و شروع به داد و بیداد کنید، اگر چون حسادت می ورزید، فکر کنید که آدم مزخرفی هستید، اینجا جایی است که نه هیجانات بلکه روش ارتباط شما با آنها برای شما دردسر می‌آفریند. به عبارتی عمل کردن، اندیشیدن و تصمیم گرفتن بر اساس هیجانات، ما را اسیر هیجان تجربه نشده می کند.

آیا آنقدر ناراحتم که از ناراحتی‌ام به هراس می‌افتم پس به سرعت دست به عملی می زنم که از شر آن رهایی یابم؟آیا آنقدر عصبانی‌ام که نمی توانم با خشمم زمانی را باقی بمانم و می‌خواهم با پرخاش فورا از آن فاصله بگیرم؟ آیا حسادت را نمی ‌توانم تحمل کنم پس با برچسب زدن به خود از آن می‌گریزم؟ چه چیزی درباره هیجانات ما را می‌آزارد که نمی‌خواهیم آنها را تجربه کنیم؟

گاهی‌اوقات این باور که "هیجانات ما را آسیب‌پذیر می‌کنند"، دلیلی است که هیجانهایمان را ندیده می‌گیریم.
به طور مثال ممکن است با خود بیندیشیم غمگین شدن یک نقطه ضعف است یا نگرانی نشانه ی ترسو بودن است، پس هر وقت غم و نگرانی در ما شروع به روییدن کند روی آن پا می گذاریم و انکارش می‌کنیم.
باچنین باورهایی گویی زمین اطرافمان پر از مین‌هایی می‌شود که باید مراقب باشیم پا رویشان نگذاریم، و دقیقا از همین جاست که زندگی‌مان محدود می شود، توانمندی هایمان افت می‌کند و کمی بعد به خودمان می‌نگریم و می‌بینیم مدت هاست در نقطه ای ایستاده ایم.

ما برای شاد بودن باید ظرفیت غمگین بودن را، برای آرام بودن، تحمل عصبانی بودن را و برای دوست داشتن، پذیرش حسادت را داشته باشیم.
آسیب پذیری بخشی از ماهیت انسانی ماست که پذیرشش به ما شجاعت می بخشد.

فاطمه امیری
درمانگر و مشاور خانواده

اقدام کننده: سمانه شاکری
تعداد مشاهده: 22