مقالات آموزشی

مشاورین حاضر در کلینیک
هدی جلایر
اعظم محبوبی
شیوا کریمی
مسعود مقدس زاده بزاز
طیبه صابر
مریم سلمانی
نسیم احمدی
افسانه روبراهان
جواد یوسفیان
حسین چم حیدری
دکتر مهدی ولی زاده
دکتر نسرین رفائی
محسن سعیدیان اصل
حسین باشی
مجتبی پورمحقق
مجتبی آل سیدان
شادی شایان
دکتر شاهد مسعودی
دکتر فاطمه امیر
رویا سعیدی حیدری
دکتر زهره عدالتی
مهدی رحمانی
دکتر فاطمه شهامت
محمدرضا صنم یار
روح الله شمسا
سیما سیفی
متخصصان آموزش کلینیک

حسین چم حیدری

مجتبی پورمحقق

همکاران حاضر کلینیک

الهه باقری (پذیرش)

******************

مینا شعبان زاده (پذیرش)

گروه تالیف و تدوین

مینا شعبان زاده(مدیریت کانال)

******************

مرضیه نیکنام (تدوین)

******************

حمیده خوش بیان ( ویراستار)

******************

سمیه امینی ( مترجم )

 

شناخت و درمان اختلال فوبی خاص (ترس غیر منطقی)
5-بالینی 1-اختلالات اضطرابی 4-راهکارهای درمان اختلال اضطرابشناخت و درمان اختلال فوبی خاص (ترس غیر منطقی)
ارسال شده در تاریخ: 28 خرداد 1392

-توصيف و تشخيص:

علائم:انواع فوبي خاصي شامل «نوع حيوان» «نوع محيط طبيعي»« نوع زخم –تزريق –خونريزي» انواع موقعيتي و انواع ديگر. ويژگي‌هاي فوبي خاص عبارتند از: 1- ترس شديد فرد به هنگام روبه‌رويي با انتظار پاسخ به محرك و 2- واكنش اضطرابي در نتيجه مواجهه با محرك، 3- اجتناب از مواجهه با محرك يا تحمل آن با ناراحتي زياد.

-شيوع و طول دوره: فوبي‌ها در همه مردم شايع هستند 60% بزرگسالان ترس مختصري را گزارش كرده‌اند.

- عامل ژنتيكي / زيستي: بيشتر روان شناسان معتقد به اكتسابي بودن همه ترس‌ها هستند. بيشتر ترس‌ها مانند ترس از حيوانات و ارتقاع و در شرايط اوليه و ابتدايي ارزش زيست‌شناختي داشته‌اند.

- شرايط همبود: اكثر افراد با فوبي خاص داراي نوعي اختلال اضطرابي ديگر هستند. بيمار فوبيك ممكن است به‌عنوان فرد آگورافوبيا، فوبي اجتماعي يا اختلال وسواس –جبري تشخيص داده شوند.

-تشخيص افتراقي: فوبي خاص بايد از ديگر اختلالاتي كه در آن‌ها اجتناب يا ناراحتي مشخصي نسبت به اضطراب وجود دارد، تميز داده شود.

- درك فوبي خاص با اصطلاحات شناختي رفتاري

- عوامل رفتاري: مدل‌هاي رفتاري فوبي خاص دو مرحله را در يادگيري و حفظ فوبي‌ها توصيف مي‌كنند. اولين مرحله اكتساب، براساس يادگيري مجاورتي يا به‌عبارت ديگر شرطي شدن كلاسيك است براساس اين مدل فرد يك پيامد منفي را با محركي كه قبلاً خنثي بوده است، تجربه مي‌كند. در مرحله دوم يعني اجتناب حفظ مي‌شود. اجتناب يا فرار از محرك ترسناك به‌وسيله كم شدن ترس، تقويت منفي مي‌شود.

- عوامل شناختي: مدل شناختي فوبي فرض مي‌كند تجربيات ابتدایي رشد ممكن است باعث رشد طرح‌واره‌هاي تهديدي خاصي شود كه منجر به توجه انتخابي، ارزيابي، خاطراتي از محرك ترس‌آور و راهبردهايي براي مقابله با آن شود. مدل شناختي فوبي كمتر بر افكار و فرضيات اتوماتيك تمركز دارد و بيشتر بر پايه‌هاي پردازش اطلاعات متمركز است.

- عوامل كردار شناختي: براساس اين مدل افراد فطرتاً از بعضي محرك‌ها، بيشتر از محرك‌هاي ديگر مي‌ترسند چرا كه اين محرك‌ها معرف خطر در يك محيط ابتدايي هستند. در اين مدل مي‌توانيم به مطالعه همزمان تفاوت‌هاي فردي در تسر‌ها و توزيع غير تصادفي آنها بپردازيم.

- عوامل و نتايج فردي: به دليل فرااني جنسي خاص بعضي بيماران معتقدند فوبي‌شان غيرمنطقي نيست و با اشاره به ماهيت حفظ كنندگي ترس‌ها از آن دفاع مي‌كنند.

- نتايج مطالعات درمان‌هاي شناختي –رفتاري: در درمان 74 تا 94 درصد بيماران پيشرفت معني‌داري حاصل شده اگردرمان رفتاري شامل مواجهه مداوم در برابر مواجهه با فاصله يا شامل مواجهه زنده در برابر مواجهه تصوري باشد بهتر است.

- ارزيابي و درمان:

عقلاني سازي و طرح‌ريزي براي درمان: درمانگر سلسله مراتب ترس‌ها را ترسيم مي‌كند و رفتارهاي ايمني بيمار را ارزيابي مي‌كند و تأثير خوبي را بر عملكرد كلي بررسي مي‌كند.

- سنجش: ارزيابي باليني اوليه از ترس‌ها و فوبي‌ها: بايد درمانگر مشخص كند كه فوبي از نوع حيوان، نوع محيط طبيعي، نوع خون –تزريق –صدمه ، نوع موقعيتي و يا انواع ديگر است. در تشخيص افتراقي بايد مشخص شود آيا بيمار از موقعيتي خاص مي‌ترسد، مي‌ترسد كه ديگران اضطرابش را ببينند(فوبي اجتماعي) يا مي‌ترسد اضطراب باعث از دست دادن كنترل يا تهديد سلامتي شود (اختلال پاتيك).

- ملاحظات دارويي: در حد امكان بايد از دارو اجتناب شود.

-اجتماعي كردن به منظور درمان: درمانگر اطلاعاتي درباره فوبي خاص و همچنين درمان شناختي رفتاري در اختيار بيمار مي‌گذارد آنها مي‌فهمند به چه دليل بوده –و به بيماران مي‌توانند به‌طور مؤثري با چيزها يا موقعيت‌هاي كه از آنها مي‌ترسند كنار بيايند.

- مواجهه: ملاحظات رفتاري براي فوبي خاص بر مواجهه با محركات ترسناك تأكيد مي‌كند. مواجهه ممكن است ذهني يا واقعي تدريجي يا ناگهاني (غرقه سازي) با فاصله بدون فاصله و به‌وسیله درمانگر يا خود –هدايت باشد.

- ايجاد سلسله مراتب ترس: درمانگر و بيمار سلسله مراتب ترس را براي بيماريش طرح‌ريزي مي‌كنند.

- مواجهه با سلسله مراتب ترس: مواجهه زنده مؤثرتر از مواجهه تصوري است. در طول  مواجهه با محرك‌هاي ترسناك بيمار مي‌تواند تن آرامي عضلاني پيشرفته يا تنفس آرامي را تمرين كند.

يك راه براي اطمينان از خوگيري با محرك عبارت از مواجهه بدون فاصله –تكليف بيمار در خانه شامل مواجهه خود هدايت شده و مداوم به محرك ترسناك بين جلسات است، تا خوگيري و تعميم اثر را افزايش دهد.

- حذف رفتارهاي ايمن: از آنجا كه رفتارهاي ايمن از مواجهه مستقيم جلوگيري مي‌كنند. درمانگر از بيمار مي‌خواهد هزينه و فايده‌هاي اين رفتارها را بررسي كند و تا بتواند آنها را حذف كند.

- آموزش تن آرامي: تن آرامي ماهيچه‌اي پيش روند، تنفس آرامي مي‌تواند با مواجهه تصوري يا زنده براي كاهش اضطراب بيمار همراه شود.

- مداخلات شناختي: درمانگر بايد به ارزيابي و درمان افكار خود تحريف شده درباره ترس‌هاي بيمار –براساس روش‌هاي ذكر شده بپردازد.

- تعميم: درمانگر از طريق وادار كردن بيمار به تكاليف خود –هدايت شده تأثيرات را تعميم دهد. راه ديگر ايجاد تعميم عبارت است از كاهش تدريجي اتكاي بيمار به همراهاني است كه به كاهش اضطراب در طول مواجهه كمك مي‌كنند.

- تشخيص و اصلاح مشكلات در طي درمان:

- ترس از اينكه درمان اوضاع را بدتر كند: با اطمينان بخشي درمانگر براي استفاده از مواجهه تدريجي و الگوسازي و توضيحات واضح،‌ بيمار معمولاً خواهان تجربه مواجهه خواهد شد.

- انتقاد از خود: در اينجا به جاي اينكه بيمار ترس را نشانه ضعف و ترسويي ببيند بايد آنها را مزيتي در شرايطي متفاوت بداند.

- مشكلات ايجاد سلسله مراتب ترس: بيمار غالباً روي نقاط حداكثري در ابتدا و انتهاي طيف تمركز مي‌كند درمانگر به‌وسيله تصويرسازي ذهني مقدماتي و به‌وسيله نشان دادن نقاط مياني طيف و صفات مقايسه‌اي به او كمك مي‌كند.

- عدم تمايل براي درگير شدن در مواجهه: بعضي از بيماران مي‌ترسند كه مواجهه با محرك باعث ناراحتي شديد شود.

افزايش تمايل براي انجام مواجهه مي‌تواند به‌وسیله الگوسازي مواجهه توسط درمانگر و ثابت كردن به بيمار كه محرك خطرناك نيست، ايجاد شود.

- نياز به اطمينان: درمانگر مي‌تواند از بيمار بخواهد كه هزنيه‌ها و فايده‌هاي تضمين سلامت را مطالعه كند.

- عدم دسترسي به ايتم‌هاي مواجهه : اگر محرك‌هايي مانند موش و .. يا هواپيما ... غير وجود نداشت درمانگر مي‌تواند با استفاده از مواجهه ذهني، تزريق استرس در جلسات، الگوسازي مواجهه براي بيمار و استفاده از عبارت ذهني و تقليدي. ضبط صداي جلسات، به اين مشكلات فائق آيد.

- عدم انجام تكاليف: درمانگر علت را پيدا كند –همچنين از بيمار هزينه و فايده‌هاي انجام تكاليف، ترس‌ها يا اعتقادات بيمار را جويا شود –مواجهه زنده با محرك در طول جلسات افزايش يابد.

- نگراني‌هاي درمانگر: بعضي درمانگرها نگران ايجاد اضطراب در بيماران هستند. در صورتي كه تجربه نشان داده است درمانگراني كه هدايت كننده بوده و بيماران را ترغيب به رويارويي با ترس‌هايشان مي‌كنند موفق‌ترند و بيماران‌شان را حفظ مي‌كنند.

- پايان درمان: درمان فوبي خاصي مي‌تواند هنگامي كه بيمار كاهش مشخصي از اضطراب را تجربه كرد يا وقتي تمام گزينه‌هاي موجود در سلسله مراتب ترس كامل شد و يا هنگامي كه رفتار اجتناب را از خود بروز نمي‌دهد، پايان يابد.

تاریخ آخرین ویرایش: 24 تیر 1392 - 12:58:29
اقدام کننده: پشتیبان
تعداد مشاهده: 3976